همه مقاله‌ها

کوچینگ و رهبری

مدیریت رابطه با مدیر دشوار: چه چیزی هنوز در اختیار ماست؟

وقتی مدیر واقعاً بخشی از مسئله است، مدیریت رابطه با مدیر دشوار از دیدن مرزها، درخواست‌ها و انتخاب‌هایی شروع می‌شود که هنوز در حیطه اثرگذاری ما هستند.

۲۱ شهریور ۱۴۰۵به‌روزرسانی ۵ دقیقه مطالعهمقاله کاربردی
تأمل یک فرد حرفه‌ای در جریان گفت‌وگویی دشوار با مدیر

پرسش محوری

در این موقعیت، کدام بخش هنوز در اختیار من است؟

خلاصه کوتاه

وقتی مدیر واقعاً بخشی از مسئله است، می‌توان روی چیزی تمرکز کرد که هنوز در حیطه اثرگذاری ماست: وضوح، مرزها، درخواست‌ها، فرض‌ها و انتخاب‌ها. دیدن سهم خودمان، رفتار مدیر یا نابرابری قدرت را توجیه نمی‌کند.

۰1

دیدن سهم خودمان، به‌معنای مقصر دانستن خودمان نیست

«مشکل من مدیرمه.»

این جمله را در جلسات کوچینگ اجرایی زیاد شنیده‌ام.

مدیری که بازخورد نمی‌دهد. مدیری که بیش از حد کنترل می‌کند. مدیری که زحمات فرد را نمی‌بیند. مدیری که در تصمیم‌هایش شفاف نیست. یا مدیری که گفت‌وگو با او آن‌قدر دشوار شده که فرد ترجیح می‌دهد تا جای ممکن فاصله بگیرد.

گاهی هم واقعاً مسئله از مدیر است.

قرار نیست در کوچینگ هر رفتار نامناسبی را به «برداشت مراجع» تقلیل بدهیم. همین‌طور قرار نیست از کسی که در یک رابطه نابرابر قدرت قرار گرفته بخواهیم مسئولیت رفتار مدیرش را هم به عهده بگیرد.

اما یک سؤال دیگر هم وجود دارد:

در این موقعیت، کدام بخش هنوز در اختیار من است؟

برای من، این سؤال یکی از جاهایی است که گفت‌وگو می‌تواند از تمرکز کامل بر رفتار طرف مقابل، به دیدن انتخاب‌های خود فرد هم برسد.

۰2

رابطه با مدیر، یکی از موضوعات پرتکرار جلسات من بوده است

در مرور الگوهای تکرارشونده در بخشی از جلسات کوچینگ، رابطه با مدیر یکی از موضوعات پرتکرار بود.

مسئله‌ها متفاوت بودند: مدیر سخت‌گیر، مدیر کنترل‌گر، احساس بی‌توجهی یا بی‌عدالتی، نبود بازخورد، تعارض، دشواری در مرزبندی یا احساس دیده‌نشدن.

اما در بخشی از این گفت‌وگوها، وقتی مسئله بیشتر باز می‌شد، سؤال دیگر فقط این نبود:

«مدیر من چه مشکلی دارد؟»

سؤال‌های دیگری هم وارد گفت‌وگو می‌شدند:

آیا چیزی را که می‌خواهم، واضح گفته‌ام؟

آیا انتظاری دارم که هیچ‌وقت درباره‌اش گفت‌وگو نکرده‌ایم؟

وقتی مخالفم، چه می‌کنم؟

وقتی احساس می‌کنم شنیده نمی‌شوم، چه واکنشی نشان می‌دهم؟

کجا مرز گذاشته‌ام و کجا فقط ناراضی بوده‌ام؟

و گاهی سؤال مهم‌تری شکل می‌گیرد:

«من در این رابطه چه الگویی را تکرار می‌کنم؟»

این موضوع برای من به یکی از الگوهای قابل‌توجه جلسات کوچینگ تبدیل شده است. در یادداشت‌های داخلی خودم آن را «مدیر به‌عنوان آینه» نامیده‌ام.

۰3

گاهی مشکل «حرف نزدن» نیست؛ شیوه حرف زدن است

گاهی مراجع بارها با مدیرش صحبت کرده است.

در چنین شرایطی نمی‌شود گفت: «خب، فقط برو و حرف بزن.»

ممکن است مسئله، شکل گفت‌وگو باشد.

فرد مدت‌ها چیزی نمی‌گوید، ناراحتی جمع می‌شود و بعد در یک جلسه همه‌چیز را یک‌باره مطرح می‌کند.

یا درخواستش را آن‌قدر غیرمستقیم بیان می‌کند که طرف مقابل متوجه نمی‌شود موضوع برای او چقدر مهم است.

یا پیش از گفت‌وگو، نتیجه را قطعی می‌داند:

«قبول نمی‌کند.»

«دوباره دفاعی می‌شود.»

«اصلاً گوش نمی‌دهد.»

در کوچینگ، قرار نیست کوچ به‌جای مراجع تصمیم بگیرد که این برداشت درست است یا نه.

می‌توان پرسید:

«وقتی می‌گویی صحبت‌کردن با او نتیجه‌ای ندارد، چه تجربه‌ای باعث شده به این نتیجه برسی؟»

یا:

«در گفت‌وگوهای قبلی چه اتفاقی افتاده است؟»

و بعد:

«این بار دوست داری چه چیزی متفاوت باشد؟»

این سؤال‌ها با این فرض شروع نمی‌شوند که فرد اشتباه می‌کند. فقط به او کمک می‌کنند تجربه‌اش را دقیق‌تر بررسی کند.

این مرز برای من مهم است.

۰4

سهم خودمان را دیدن، مدیر را تبرئه نمی‌کند

شاید مهم‌ترین نکته همین باشد.

دیدن سهم خودمان در یک رابطه دشوار، به‌معنای نادیده‌گرفتن رفتار طرف مقابل نیست.

به این معناست که از میان همه چیزهایی که نمی‌توانیم کنترل کنیم، بخشی را پیدا کنیم که هنوز می‌توانیم درباره‌اش انتخاب کنیم:

یک درخواست روشن‌تر.

یک مرز مشخص‌تر.

یک گفت‌وگوی انجام‌نشده.

یک فرض که نیاز به بررسی دارد.

یک رفتار که بارها تکرار کرده‌ایم.

یا حتی تصمیم برای خروج از رابطه‌ای که دیگر قابل‌اصلاح نیست.

در تجربه من، رشد در رابطه با قدرت از جایی شروع می‌شود که فرد نه همه‌چیز را گردن مدیر می‌اندازد و نه همه‌چیز را گردن خودش.

بلکه می‌تواند هر دو را هم‌زمان ببیند:

آنچه در بیرون واقعاً مسئله است و آنچه در پاسخ خودش هنوز قابل انتخاب است.

گاهی دیدن همین فاصله میان «چیزی که نمی‌توانم تغییر بدهم» و «چیزی که هنوز می‌توانم انتخاب کنم»، بخش مهمی از کاری است که در کوچینگ اتفاق می‌افتد.

نه برای اینکه کسی جواب آماده‌ای به ما بدهد.

برای اینکه بتوانیم مسئله را با وضوح بیشتری ببینیم و تصمیم خودمان را بگیریم.

منابع پژوهشی

پرسش‌هایی برای ادامه تأمل

  1. ۰1دقیقاً چه رفتار یا اتفاقی برای من مسئله ایجاد کرده است؟
  2. ۰2درباره چه چیزی هنوز گفت‌وگوی روشنی بین ما انجام نشده است؟
  3. ۰3در این رابطه چه چیزی در اختیار من است و چه چیزی نیست؟
  4. ۰4می‌خواهم در مواجهه با این موقعیت، چه نوع حرفه‌ای یا مدیری باشم؟

ابزار بازتابی مرتبط

اگر دشواری به نام یک نفر بسته شده، این بررسی می‌پرسد چه چیزی هنوز مال شماست و چه چیزی در شرایط اطراف است. این مسئله بیشتر مال فرد است یا مال سیستم؟

مسیر مرتبط همکاری

اگر این پرسش الان در نقش شما زنده است، کوچینگ اجرایی را ببینید.

یک مسئله واقعی در ذهن دارید؟

از موقعیت خودتان شروع کنیم، نه از یک راه‌حل آماده.