گلستان
مقیاس، فرایند، ثبات و پیچیدگی مدیریت آدمها در یک سازمان باسابقه.
درباره من
سالها کار در سازمانها به من یاد داد که برای فهم یک مسئله، هم باید آدم را دید و هم شرایطی را که در آن تصمیم میگیرد. کوچینگ برای من ادامه همین مسیر است؛ با زاویهای متفاوت.
سه محیطی که نگاه حرفهای من را ساختند
مقیاس، فرایند، ثبات و پیچیدگی مدیریت آدمها در یک سازمان باسابقه.
رشد سریع، تغییر مستمر، ابهام و تصمیمگیری در محیطی پرشتاب.
کار در مقیاس بزرگتر روی ساختار، عملکرد، فرهنگ، جذب و توسعه مدیران.

بیش از ۱۷ سال است که کار میکنم و حدود ۱۴ سال از این مسیر را در منابع انسانی گذراندهام.
در گلستان با مقیاس، فرایند و پیچیدگی مدیریت آدمها آشنا شدم. در دیجیکالا وارد فضایی شدم که سرعت، رشد، تغییر و ابهام بخش طبیعی کار بود. در پرداخت الکترونیک سامان هم مسئولیت منابع انسانی را در مقیاسی بزرگتر تجربه کردم؛ با مسئلههایی مثل ساختار، عملکرد، جذب، فرهنگ و توسعه مدیران.
این مسیر به من نشان داد که خیلی از مسئلههایی که در سازمانها «مسئله آدمها» به نظر میرسند، فقط مسئله آدمها نیستند؛ گاهی باید نقش، ساختار، مدیر، حدود اختیار یا خود سیستم را هم دید.
فکر میکنم همین نگاه بود که من را به کوچینگ رساند.
نه برای فاصلهگرفتن از منابع انسانی، بلکه برای فهم بهتر یک سؤال دیگر: وقتی یک مدیر در موقعیت پیچیده قرار میگیرد، چه چیزی کمک میکند روشنتر فکر کند، تصمیمش را بهتر ببیند و مسئولیت انتخاب خودش را بپذیرد؟
امروز این دو مسیر برای من از هم جدا نیستند. تجربه ۱۴ ساله منابع انسانی کمک میکند فقط فرد را نبینم؛ و بیش از ۷۰۰ ساعت تجربه کوچینگ حرفهای به من یاد داده که حتی بهترین تحلیل هم جای فکرکردن و انتخاب خود مراجع را نمیگیرد.
به همین دلیل در کارم میان کوچینگ، مشاوره و منتورینگ مرز روشن نگه میدارم و تلاش میکنم هم فرد را ببینم و هم سیستمی را که او در آن کار میکند.
آنچه این مسیر را ساخته است
سالها کار در منابع انسانی نشانم داد که تصمیم درباره یک مدیر، فقط به همان فرد محدود نمیماند؛ میتواند بر تیم، قابلیت، هزینه، اعتماد و شیوه انجام کار اثر بگذارد. فرد مهم است و سیستمی که برخی انتخابها را آسانتر یا دشوارتر میکند نیز به همان اندازه اهمیت دارد.
کوچینگ حرفهای مرکز توجه را تغییر داد. بهجای عجله برای تشخیص یا توصیه، باید فضایی امن و دقیق ساخت تا مدیر پیشفرضهایش را ببیند، صدای فکرکردن خود را بشنود و انتخابی انجام دهد که واقعاً مالک آن باشد. بیش از ۷۰۰ ساعت کوچینگ، ارزش و دشواری این انضباط را برایم روشنتر کرده است.
امروز این دو زاویه را کنار هم میآورم، اما کوچینگ، مشاوره و منتورینگ را یکی نمیکنم. قرار نیست هر مسئلهای به ضعف فرد تبدیل شود یا هر پرسش انسانی فقط با تغییر سیستم پاسخ بگیرد. باید سطحی را پیدا کنیم که کار مفید واقعاً میتواند از آنجا آغاز شود.
پشتوانه حرفهای
رهبری ارشد منابع انسانی
چهارده سال کار در منابع انسانی و رهبری افراد به من آموخت که تصمیمهای انسانی را باید در زمینه کامل سازمان دید. پرسش درباره رهبری، استعداد یا عملکرد معمولاً جدا از استراتژی، هزینه، قابلیت و اجرا نمینشیند.
این کار طیف موضوعاتی مانند استراتژی منابع انسانی، طراحی سازمان، توسعه رهبری و قابلیتها، استعداد و جانشینپروری و عملکرد را در بر میگرفت—از جمله در دورههای رشد، تغییر و پیچیدگی سازمانی. هنوز هم وقتی با یک پرسش رهبری روبهرو میشوم، هم فرد را میبینم و هم نقش و سیستمی را که بعضی انتخابها را آسانتر از بقیه میکند.
تأیید هویت عمومی
منابع بیرونی مستقلی که هویت حرفهای را تأیید میکنند؛ نه بهعنوان تأییدیه یا تبلیغ.
چیزی که برایم اهمیت دارد
گاهی مسئله در فرد است، گاهی در سیستم و اغلب در رابطه میان این دو. کار خوب، مسئولیت را دقیق میکند و فضایی میسازد که تغییر بتواند دوام بیاورد.
نقطه شروع