همه مقاله‌ها

کوچینگ در سازمان

چه زمانی بهتر است کوچینگ سازمانی را شروع نکنیم؟

گاهی مسئله، کیفیت کوچینگ نیست؛ زمان و شرایط شروع آن است

۲۳ شهریور ۱۴۰۵به‌روزرسانی ۵ دقیقه مطالعهمقاله کاربردی
سه فرد حرفه‌ای در حال روشن‌کردن هدف‌ها و آمادگی پیش از شروع کوچینگ سازمانی

پرسش محوری

چه زمانی بهتر است شروع کوچینگ سازمانی را عقب بیندازیم چون شرایط هنوز آماده نیست؟

خلاصه کوتاه

وقتی مسئله، تغییر مورد انتظار، مالکیت مراجع، اختیار تصمیم یا مرزهای محرمانگی هنوز روشن نیست، بهتر است شروع کوچینگ سازمانی را عقب بیندازیم. اول این شرایط را روشن کنیم تا کوچینگ با یک قرارداد قابل‌اجرا شروع شود.

۰1

گاهی حرفه‌ای‌ترین پاسخ «هنوز نه» است

گاهی حرفه‌ای‌ترین پاسخ به درخواست کوچینگ این است:

«هنوز نه.»

نه چون کوچینگ مداخله مناسبی نیست.

بلکه چون بعضی مسئله‌ها هنوز به نقطه‌ای نرسیده‌اند که کوچینگ بتواند روی آن‌ها کار مؤثری انجام دهد.

مثلاً مدیری از عملکرد یکی از اعضای تیمش ناراضی است، اما هنوز بازخورد روشنی به او نداده است.

سازمان می‌گوید فرد باید «روی رهبری‌اش کار کند»، اما نمی‌تواند توضیح دهد دقیقاً چه چیزی باید در کار او متفاوت شود.

یا از مدیری انتظار داریم مستقل‌تر تصمیم بگیرد، در حالی که اختیار تصمیم‌گیری واقعی همچنان جای دیگری است.

این سه موقعیت از الگوهایی هستند که در تجربه حرفه‌ای من در مواجهه با درخواست‌های توسعه و کوچینگ بارها ارزش مکث داشته‌اند.

در چنین موقعیت‌هایی، شروع سریع کوچینگ ممکن است مسئله را حل نکند و حتی آن را مبهم‌تر کند.

۰2

وقتی سازمان هدف دارد، اما مراجع هنوز آن را از آنِ خودش نمی‌داند

سازمان ممکن است انتظار معقولی داشته باشد.

مثلاً مدیر بیشتر تفویض کند.

با همتایان بهتر همکاری کند.

در تصمیم‌های سخت روشن‌تر عمل کند.

یا برای نقش بزرگ‌تری آماده شود.

اما اینکه سازمان چنین انتظاری دارد، به این معنا نیست که می‌توانیم همان را بدون گفت‌وگو به هدف کوچینگ تبدیل کنیم.

سازمان می‌تواند انتظارش را روشن کند؛ اما نمی‌تواند تعیین کند مراجع در جلسات دقیقاً چه چیزی را باید بفهمد یا تغییر دهد.

ICF در شایستگی‌های اصلی ۲۰۲۵ بر توافق روشن درباره اهداف، مسئولیت طرف‌ها و تعهد مراجع به کار روی اهداف تأکید می‌کند. همچنین هدف کلی برنامه و نتیجه هر جلسه باید با مشارکت خود مراجع شکل بگیرد.

در تجربه اجرای برنامه‌های سازمانی، وقتی هدف فقط از سمت سازمان تعریف شده و مراجع هنوز مسئله را از آنِ خودش نمی‌داند، معمولاً قبل از شروع به یک گفت‌وگوی روشن‌کننده دیگر نیاز داریم.

این الزاماً به معنای کنارگذاشتن کوچینگ نیست.

ممکن است فقط به این معنا باشد که هنوز برای شروع آماده نیستیم.

۰3

وقتی کوچینگ قرار است به سیستم گزارش‌دهی پنهان تبدیل شود

یک علامت هشدار جدی دیگر زمانی است که سازمان از کوچ انتظار دارد محتوای جلسات را منتقل کند.

مثلاً:

«به ما بگو مشکل واقعی‌اش چیست.»

«بعد از هر جلسه بگو روی چه چیزی کار کردید.»

«بگو فکر می‌کنی برای این نقش مناسب هست یا نه.»

اینجا دیگر فقط مسئله اثربخشی نیست.

مسئله اعتماد و اخلاق حرفه‌ای است.

کد اخلاق ICF تصریح می‌کند که پیش از شروع باید نقش‌ها، مسئولیت‌ها و محرمانگی میان مراجع، حامی سازمانی و کوچ روشن شود. همچنین باید از ابتدا درباره اینکه چه اطلاعاتی میان طرف‌ها ردوبدل می‌شود و چگونه منتقل می‌شود توافق مشخصی وجود داشته باشد.

در طراحی همکاری‌های سازمانی، این مرز برای من عملی و غیرقابل‌چشم‌پوشی است: اگر سازمان نیاز به ارزیابی دارد، باید آن را به‌عنوان ارزیابی طراحی کند.

اگر نیاز به تصمیم عملکردی دارد، باید آن را در فرایند مدیریت عملکرد انجام دهد.

کوچینگ نباید نام دیگری برای ارزیابی پنهانی باشد.

۰4

درباره شواهد این مقاله

این مقاله بر تجربه عملی من در مواجهه با مسائل مدیریتی و اجرای برنامه‌های کوچینگ سازمانی، در کنار استانداردهای حرفه‌ای و پژوهش‌های مستقل تکیه دارد.

در تجربه حرفه‌ای من نیز یک مضمون تکرارشونده این بوده است: پیش از توصیه یا طراحی مداخله، باید مسئله، اختیار تصمیم، مالک اجرا و معیار بازبینی به‌اندازه کافی روشن شوند. این را یک اصل تشخیصی حرفه‌ای می‌دانم، نه یک مدل علمی اعتبارسنجی‌شده.

پژوهش‌های موجود هم اجازه نمی‌دهند بگوییم یک چک‌لیست مشخص می‌تواند موفقیت یا شکست کوچینگ را از قبل پیش‌بینی کند. آنچه با احتیاط بیشتری می‌توان گفت این است که زمینه‌ای که کوچینگ در آن آغاز می‌شود مهم است: نحوه معرفی برنامه، وضوح انتظارها، کیفیت توافق، مالکیت مراجع و رفتار سازمان پیرامون فرایند می‌توانند بر تجربه کوچینگ اثر بگذارند.

بنابراین ادعای این مقاله محدود است:

پیش از شروع کوچینگ سازمانی، روشن‌بودن هدف، نقش‌ها، مالکیت مراجع، زمینه سازمانی و مرزهای محرمانگی می‌تواند احتمال آغاز یک فرایند مبهم یا نامتناسب را کاهش دهد.

منابع پژوهشی

پرسش‌هایی برای ادامه تأمل

  1. ۰1آیا مسئله‌ای که می‌خواهیم روی آن کار کنیم برای مراجع و سازمان به‌اندازه کافی روشن است؟
  2. ۰2آیا خود فرد حاضر است روی این موضوع کار کند و در تعریف هدف سهم دارد؟
  3. ۰3آیا تغییر مورد انتظار را می‌توان در رفتار یا کار واقعی مشاهده کرد؟
  4. ۰4آیا فرد برای انجام رفتار تازه حداقل اختیار، حمایت و فضای لازم را دارد؟
  5. ۰5آیا درباره نقش مدیر، محرمانگی و اطلاعاتی که میان طرف‌ها ردوبدل می‌شود توافق کرده‌ایم؟

ابزار بازتابی مرتبط

اگر مطمئن نیستید کوچینگ یک نفر پاسخ درست است، این بررسی شرایط سیستم را قابل دیدن نگه می‌دارد. این مسئله بیشتر مال فرد است یا مال سیستم؟

مسیر مرتبط همکاری

اگر این پرسش الان در نقش شما زنده است، کوچینگ سازمانی را ببینید.

یک مسئله واقعی در ذهن دارید؟

از موقعیت خودتان شروع کنیم، نه از یک راه‌حل آماده.