همه مقاله‌ها

کوچینگ در سازمان

تفاوت کوچینگ فردی و سازمانی: قرارداد، محرمانگی و نقش حامی

در قرارداد کوچینگ سازمانی باید هدف، نقش مراجع و حامی، مرزهای محرمانگی، اطلاعات قابل اشتراک و نقاط بازبینی از ابتدا روشن شوند.

۱۶ شهریور ۱۴۰۵به‌روزرسانی ۴ دقیقه مطالعهمقاله کاربردی
گفت‌وگوی سه‌جانبه برای توافق درباره اهداف، نقش‌ها و محرمانگی در کوچینگ سازمانی

پرسش محوری

سازمان چطور می‌تواند بداند کوچینگ قرار است چه چیزی را تغییر دهد، بدون اینکه کوچ را به گزارش‌دهنده تبدیل کند؟

خلاصه کوتاه

کوچینگ سازمانی پیش از جلسات فردی به یک توافق روشن درباره هدف، نتیجه قابل‌مشاهده، نقش‌ها، محرمانگی و نقاط بازبینی نیاز دارد. حامی می‌تواند بداند چه تغییری دنبال می‌شود، بدون اینکه محتوای جلسه را دریافت کند.

۰1

کوچینگ فردی و سازمانی از کجا از هم جدا می‌شوند؟

در کوچینگ فردی، قرارداد اصلی میان مراجع و کوچ است و هدف، محرمانگی و تصمیم‌های مسیر در همان رابطه تعریف می‌شوند. در کوچینگ سازمانی، یک ذی‌نفع مشروع دیگر هم وجود دارد: سازمان یا حامی سازمانی. همین تفاوت، طراحی قرارداد را عوض می‌کند.

مراجع همچنان به فضای محرمانه برای فکرکردن نیاز دارد، اما حامی هم باید بداند این همکاری برای چه شکل گرفته و چه نوع تغییر قابل‌مشاهده‌ای دنبال می‌شود. به همین دلیل، کوچینگ سازمانی فقط نسخه سازمانی‌شده کوچینگ فردی نیست؛ از ابتدا به توافق روشن‌تری درباره هدف، نقش‌ها، محرمانگی و شیوه مرور پیشرفت نیاز دارد.

۰2

محرمانگی را باید قبل از شروع طراحی کرد

تصور کنید بعد از جلسه چهارم، مدیر منابع انسانی از کوچ بپرسد: «خب، وضعیتش چطور است؟» اگر از قبل مشخص نکرده باشیم این سؤال دقیقاً تا کجا مجاز است، مشکل در جلسه چهارم ایجاد نشده؛ مشکل از طراحی همکاری شروع شده است.

آیین اخلاقی ICF تأکید می‌کند که پیش از شروع کوچینگ، درباره نقش‌ها، مسئولیت‌ها، محرمانگی و سایر اجزای همکاری بین مراجع، حامی و کوچ توافق روشن شکل بگیرد. همچنین باید از ابتدا مشخص باشد چه اطلاعاتی، با چه کسی و به چه شکلی مبادله می‌شود.

۰3

«توانایی مدیریتش بهتر شود» هنوز هدف کافی نیست

یکی دیگر از مشکلات برنامه‌های سازمانی، هدف‌های خیلی کلی است. مثلاً: «توانایی مدیریتش بهتر شود»، «ارتباطاتش بهتر شود» یا «اثرگذاری بیشتری داشته باشد». این‌ها جهت‌اند، اما هنوز برای قرارداد کوچینگ به‌اندازه کافی مشخص نیستند.

۰4

پنج چیزی که باید در قرارداد سه‌جانبه روشن باشد

برای من، یک قرارداد سه‌جانبه مفید حداقل پنج چیز را روشن می‌کند.

۱. هدف: این سرمایه‌گذاری برای چه تغییر رفتاری یا رهبری انجام می‌شود و قرار است چه چیزی در کار واقعی قابل مشاهده باشد؟

۲. نقش‌ها: مراجع، حامی سازمانی، مدیر مستقیم و کوچ هرکدام چه مسئولیتی دارند و چه چیزی خارج از نقش آن‌هاست؟

۳. محرمانگی: محتوای جلسات چه چیزی را شامل می‌شود و چه بخش‌هایی تحت هیچ شرایط عادی به حامی گزارش نمی‌شوند؟

۴. اطلاعات قابل اشتراک: چه نوع داده‌ای، مثل هدف‌های توافق‌شده، نشانه‌های پیشرفت یا حمایت لازم از محیط کار، می‌تواند در بازبینی‌ها مطرح شود؟

۵. نقاط بازبینی: چه زمانی و با حضور چه کسانی پیشرفت مرور می‌شود و معیار گفت‌وگو چیست؟

این پنج مورد جای قرارداد حقوقی یا استاندارد داخلی سازمان را نمی‌گیرند؛ اما کمک می‌کنند رابطه کوچینگ از همان ابتدا برای هر سه طرف قابل فهم و قابل اعتماد باشد.

۰5

یک معماری قراردادی که برایم مفید بوده است

برای همه برنامه‌ها نسخه یکسانی وجود ندارد، اما یک معماری قراردادی که برایم مفید بوده، پنج نقطه روشن دارد. جلسه صفر کمک می‌کند مراجع بفهمد کوچینگ چیست، چه چیزی نیست و با چه اختیار و مسئولیتی وارد برنامه می‌شود. در نشست چندجانبه آغاز، مراجع، حامی و کوچ درباره هدف، رفتارهای مورد انتظار، مرزهای محرمانگی و شیوه بازبینی پیشرفت توافق می‌کنند. بعد از آن، جلسات فردی فضای محرمانه مراجع برای فکرکردن می‌مانند.

در بازبینی میانی، رفتارهای توافق‌شده و حمایت لازم از محیط کار بررسی می‌شود، نه محتوای جلسات. بازبینی پایانی هم می‌پرسد چه چیزی تغییر کرده، چه چیزی هنوز باقی مانده و مراجع چگونه می‌خواهد یادگیری را بدون حضور کوچ ادامه دهد. در یکی از برنامه‌های شش‌ماهه اخیر که در اجرای آن کار کرده‌ام، همین معماری با توافق‌نامه جداگانه برای هر مشارکت‌کننده و مرزهای روشن اطلاعات قابل اشتراک در نظر گرفته شده بود.

۰6

سازمان نباید همه‌چیز را بداند؛ اما نباید هم هیچ‌چیز نداند

اگر سازمان همه‌چیز را بداند، مراجع فضای خصوصی معتبری برای فکرکردن ندارد. اگر سازمان هیچ‌چیز نداند، کوچینگ خیلی راحت می‌تواند از نقش، واقعیت کسب‌وکار و دلیل سرمایه‌گذاری سازمان جدا شود.

قرارداد خوب باید هر دو را نگه دارد: فضای خصوصی برای فکرکردن فرد و شفافیت کافی درباره اینکه این همکاری قرار است در کار واقعی چه تغییری ایجاد کند. برای من، به همین دلیل کوچینگ سازمانی از اولین جلسه شروع نمی‌شود؛ از طراحی قرارداد شروع می‌شود.

منابع پژوهشی

پرسش‌هایی برای ادامه تأمل

  1. ۰1اگر قرار است یک مدیر وارد کوچینگ شود، یک یا دو هدف مهم کار چیست — و برای هر هدف، یک یا دو نشانه قابل‌مشاهده پیشرفت کدام است؟
  2. ۰2آیا مراجع از ابتدا می‌داند چه اطلاعاتی با سازمان به اشتراک گذاشته می‌شود و چه چیزی محرمانه می‌ماند؟
  3. ۰3آیا همه مسئولیت تغییر را روی فرد گذاشته‌ایم، یا بررسی کرده‌ایم چه چیزی در نقش، مدیر، روابط یا سیستم نیز باید تغییر کند؟

ابزار بازتابی مرتبط

این بررسی راهی است برای دیدن اینکه کار بعدی با رهبر است، با شرایط اطراف نقش، یا با هر دو. این مسئله بیشتر مال فرد است یا مال سیستم؟

مسیر مرتبط همکاری

اگر این پرسش الان در نقش شما زنده است، کوچینگ سازمانی را ببینید.

یک مسئله واقعی در ذهن دارید؟

از موقعیت خودتان شروع کنیم، نه از یک راه‌حل آماده.