منابع انسانی و سازمان
مسائل انسانی، بهندرت فقط انسانیاند
پیش از آنکه یک چالش رهبری یا عملکرد را مسئلهای فردی بدانیم، باید نقش، سیستم، روابط و واقعیت کسبوکار پیرامون آن را ببینیم.
پرسش محوری
این مسئله واقعاً در کدام سطح قرار دارد؟
۰1
نسخه اول مسئله
سازمانها اغلب مسئله را از مسیر یک فرد توصیف میکنند: مدیری که بهاندازه کافی راهبردی نیست، تیمی که مسئولیتپذیر نیست یا فرد توانمندی که هنوز برای نقش بعدی آماده نشده است. این توصیف ممکن است درست باشد، اما معمولاً کامل نیست.
فرد دیده میشود؛ سیستمی که اطراف او قرار دارد کمتر به چشم میآید. به همین دلیل توسعه فردی به اولین پاسخ جذاب تبدیل میشود، حتی وقتی شرایطی که مسئله را حفظ میکنند جای دیگری هستند.
۰2
میدان گستردهتر
پشت یک چالش رهبری ممکن است ابهام در حق تصمیمگیری باشد. پشت یک نگرانی عملکردی ممکن است مشوقهای متعارض، کمبود قابلیت یا نقشی بیشازحد سنگین قرار داشته باشد.
دیدن این زمینه، مسئولیت فردی را حذف نمیکند؛ آن را دقیقتر میکند تا مداخله متناسب با ترکیب واقعی فرد، نقش و سیستم انتخاب شود.
۰3
پرسش زیرِ مسئله را پیدا کنید
پیش از انتخاب کوچینگ، آموزش، مشاوره یا تغییر ساختاری، تشخیص را آهستهتر کنید. بپرسید چه چیزی واقعاً مشاهده شده، سیستم چه رفتاری را تقویت میکند و نقش از فرد چه میخواهد.
کیفیت مداخله، به کیفیت پرسشی بستگی دارد که پیش از آن مطرح میکنیم.
۰4
مداخله را پس از تشخیص انتخاب کنید
اگر محدودیت اصلی در آگاهی، قضاوت یا رفتار مدیر باشد، کوچینگ میتواند مفید باشد. اما اگر نقش متناقض است، حق تصمیمگیری روشن نیست یا مشوقها نتیجه نادرست را تقویت میکنند، کوچینگ فردی بهتنهایی کافی نخواهد بود.
پاسخ مسئولانه ممکن است کوچینگ را با شفافسازی نقش، همراستاسازی ذینفعان، توسعه قابلیت یا اصلاح بخشی از سیستم همراه کند. هدف، راهحل پیچیدهتر نیست؛ راهحلی است که با سطح واقعی مسئله تناسب دارد.
پرسشهایی برای ادامه تأمل
- ۰1چه چیزی را مشاهده کردهایم و چه چیزی را فقط برچسب زدهایم؟
- ۰2کدام بخش نقش یا سیستم ممکن است این الگو را حفظ کند؟
- ۰3کدام بخش تغییر بر عهده فرد و کدام بخش بر عهده سازمان است؟